وقتی غصه حواسش هس
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 6:34
وقتی غصه حواسش هس ... داشتم درس میخوندم ... مامانم زنگ زد ...مطب دکتر بود نشسته بود نوبتش بشه ... چند روزه که خونریزی داره ...گفت واسه بابامم وقت گرفته ...مث اینکه مشکل ریه های بابام بدتر شده تو دلم آشوبه ... از وقتی گوشیو قطع کردم دارم گریه میکنم ... تحمل ندارم اونا رو مریض ببینم ... نمیشه من بجای ...
امتحان رزیدنتی
-
تاریخ: 1400/5/31 ساعت: 6:11
چقد اینجا گرررد و خاک خورده!!! باو دیگه اینترن نیستم باید اسم وبلاگ رو عوضش کنم
روزهای یکنواخت خرخونی
-
تاریخ: 1400/5/31 ساعت: 6:11
خییلی دیره تازه میخوام شروع کنم به خوندن! یعنی به ۱۱ میرسونمش؟ برنامم اینه با قلب درسو شروع کنم ..مبحثی خوفناک و البته شیرین ... ماژورا رو خوب پیش میبرم چون کتاب خوندم واسشون اما مینورا رو کنننند میخونم چراااا؟؟
وقتی غصه حواسش هس ...
-
تاریخ: 1397/11/3 ساعت: 4:42
داشتم درس میخوندم ... مامانم زنگ زد ...مطب دکتر بود نشسته بود نوبتش بشه ... چند روزه که خونریزی داره ...گفت واسه بابامم وقت گرفته ...مث اینکه مشکل ریه های بابام بدتر شده تو دلم آشوبه ... از وقتی گوشیو قطع کردم دارم گریه میکنم ... تحمل ندارم اونا رو مریض ببینم ... نمیشه من بجای اونا مریض بشم؟؟
دانشکده
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 23:50
االان یه عصر پاییزیه..یه عصر آبانی...اومدم دانشکده...هفت سال پیشو دارم تصور میکنم. .وای چقدررر زود گذشت..چقدرر دلم گرفته...خیلی دلم واسه اینحا تنگ میشه... روزای اولی که اومدم اینجا حتی نمیتونستم اونایی که دارن فارغ التحصیل میشنو تصور کنم..حس میکردم خییییلی مونده تا به اونا برسم...نمیدونستم خیییلی زو...
آخرین آنکال طبی
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:02
الان کشیکم ..آنکال 3..دهنم سرویس شد..چقد زنگ میزنن..دلم میخواد تا صبح بخوابم مودم پایینه...همه هم بهم میگن چرا انقد غر میزنی رزیدنت بشی چیکار میکنی من واقعا از کشیک بدم میاد..واسم سخته باش کنار بیام..با اینکه الان ماه 12 اینترنیمه دلم میخواد یه مدت طووولانی استراحت کنم خسستمم این ماه اخر اطفال تازه ...
شروع پاییز آخر
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:02
خوابم نمیاد..ساعت 12.5ه ..بعداز ظهر چند ساعت خوابیدم..بعدشم درس خوندم..الانم که اومدم تو تخت اصلا خوابم نمیاد..حوصله ندارم پاشم زولپیدم بخورم.. فردا روز اول گوارشه..بالاخره روماتو تموم شد..با دکتر علیمددی افتادم..خوبیش اینه نمیخواد صبح زود برم استیجری هم با خودش بودم..خیلی سوال میپرسه ولی آموزشیه..ا...
...
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 23:02
ااین روزا ناخوش احوالم..احوال جسم خوبه خدارو شکر ..اما روح ..داره آزارم میده..روحم بیمار شده..روح بیمارم به پوچی رسیده..و نمیدونم چرا ..دوستام میگن پیمسم!! خدا کنه قضیه این باشه و راحت شم..انهدونیا گرفتم! یعنی از هیچ چیز لذت نمیبرم! همیشه زود عصبی میشم ولی الان خیلی زودتر عصبی میشم..البته جدا از هرچ...
دلتنگی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 12:06
امشب دلم گرفته ... تنبلی کردم نرفتم خونه ..تحمل سختی راهو نداشتم ولی دلتنگی خونه داره آزارم میده ...شدیدا دلتنگم ... کاش امروز میرفتم ..لعنت به من دارم آهنگ ببار ای بارون شجریان رو گوش میدم ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:50 توسط ¡(]@#$ r(] |
کشیک نورو
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 12:06
امروز روز دوم کشیکمه..دیشبم کشیک بودم ولی رزیدنتم ساعت 10 شب آفم کرد. ..اسنپ گرفتم برگشتم خونه..خواهرام اومدن پیشم..شام دومو باهاشون خوردمو یه فیلم نگاه کردیم و زولپیدم خوردم و خوابیدم ای کاش امشبم آفم کنه..دیروز خیییلی بیکار بودم..کل بعد از ظهرو خواب بودم امیدوارم امروزم بیکار باشم مث دیروز..امروز ...
کشیک اطفال
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 12:06
امشب پنجمین کشیک اطفالمه..آنکالم..تا الان که بد نبود کشیک ..لازمه که بگم الان نیمه شبه..همین الان تلفن یکی از آنکالا زنگ خورد..گناه داره..ولی هرآن ممکنه گوشی خودمم زنگ بخوره..وای خدایا نه خواهش میکنم این اتفاق نیفته...بدترین اتفاق ممکنه شیرآب دسشویی محکم بسته نشده و صدای قطره هاش داره میاد..نمیشه ای...
اینترن امام
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 23:05
خییییلی وقته نیومدم اینجا...چقدررر گذشت..قد چند سال گذشت داخلی امام ...اورژانس امام...یک ماهش مونده..بجز کشیکای عید که 72 ساعت و دو روز چهاردهم و پونزدهم... خیلی اورژانس امام بده...الانم کشیک آنکالم ولی این کشیک بی سابقس..تابحال انقدررر آف نبودم..راضیم ازش..کلا خوااب بودم امروزو..خیلی حال داد ولی در
بی خوابی بی موقع
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 23:05
نصفه شبه و خوابم نمیبره..فردا روز اول گوارشه و صب زوود باید برم ..این مدت بخش کلیه خیلی خوب بود ..فردا کشیک گوارشم هستم بنظر میاد روز سختی باشه فردا..البته این 9..10 روز گوارش قراره سخت بگذره ..اشکال نداره فقط بگذره..کاش خوابم ببره داخلی هم دیگه داره تموم میشه..روتیشن آخرش مونده..سخت گذشت ..کشیکای خ
کشیک ارتوپدی بیمارستان سینا
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 23:05
اولین کشیک ارتوپدی ..24 ساعت باید تو این اتاقک باشم..13.5 ساعتش گذشته البته..گرسنمه..چرا رزیدنت سال 2 با مرخصی پس فردا موافقت نمیکنه؟ :( الان ماه 7 اینترنیمه ! 11 ماه مونده! 11 ماه و یک هفته و 4 روز و 10 ساعت!! شام عدس پلوعه ..عدس پلوی خشککک :|| ولیی امروز کلی درس خوندم تو اورژانس:)) امروووز اولین م
کشیک طب شریعتی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 23:05
کشیک طب اورژانسم ..طب شریعتی ..دیگه داره تموم میشه..15ام آخرین کشیکمه..نسبت به بقیه بیمارستانا شریعتی از همه بهتره ... از 7 شب تا 7 صبح کشیکم..خدا کنه شلوغ نباشه دغدغه هام خیلی زیادن..سرم داره منفجر میشه. ..خدایااا میدونم تنهام گذاشتی + نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:19 توسط ¡(]@#$ r(] |
روز دوم !
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 12:55
دومین روز! خدا منو بیدار کرد...نزدیک بود خواب بمونم..اشتباه ساعتو تنظیم کردم..اشتباهی که مطمئنم در آینده همچنان تکرار میشه ... امروز استادو دیدیم بالاخره..اصلا کاری با ما نداشت..فقط روی صحبتش رزیدنتا بود تازه اونم رزیدنت ارشد..کاری با سال یکی نداشت... سه شنبه نوبت کشیکمه! یعنی کشیک چطوریه ؟!!! امروز...
اولین کشیک
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 12:55
دیروز اولین کشیکم بود..از 8 صبح اونجا بودم..شروعش با اعزام بود..رفتم بیمارستان امام یه چند ساعتی الاف شدم..ولی چقدررر شلوغه..دلم به حال خودم سوخت قراره داخلی اونجا باشم.. اولین کشیک خوب بود..آف بود..اصولا روزبه خوبه..با یه رزیدنته همش میحرفیدیم..دختر خوبی بود..فقط یکم خاص بود... یه مریضه اومد خانوم ...
بارون پاییزی
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 12:55
الان ساعت 4 صبحه و دارم صدای بارونو میشنوم...اولین بارون پاییزی...اولین بارون آبان... بیخواب شدم از 3.5 بیدارم...الانم مث جغد خوابم نمیبره ...
اینترن پست کشیک
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 12:55
تقریبا 30 ساعت کشیک بودم دارممم میمیییرم..از پزشکی بدم میاد..دیگه آخراش هیچی نمیفهمیدم...کاش پزشکی نمیخوندم..کاش میرفتم یه رشته مهندسی .. خیلی بهم فشار اومده..واقعا خسستم..اولین کشیک سنگینم بود.. کشیک داخلی امیراعلم..امروز خیلی اذیت شدم..خیییلی..مریضا خیلی بدحال بودن روحیمو باختم...کاش میشد پوست قبو...
اینترن خسته
-
تاریخ: 1395/8/28 ساعت: 12:55
روزای سختی رو دارم میگذرونم... تنهایی دارم این سختی رو تحمل میکنم... کسی نیس باش دردودل کنم و آرومم کنه... هرکی به فکر خودشه... فردا کشیکم ..امیدوارم دیگه مث این دو روز دهنم سرویس نشه...دیروز که پست کشیک بودم از 3 بعداز ظهر تا 6 صبح امروز خوابیدم !!! سابقه همچین خوابی رو نداشتم ..این خودش نشون میده ...